تبلیغات
وبلاگ بسیجیان - چگونه مفاهیم دینى وارونه تفسیر مى شود؟

وبلاگ بسیجیان

بسیج لشگر مخلص خداست

جمعه 8 آذر 1387

چگونه مفاهیم دینى وارونه تفسیر مى شود؟

نویسنده: بسیجی   طبقه بندی: بسیج و دین، 

یكى از عباراتى كه درك آن به دقت بیشترى احتیاج دارد عبارت ((النصیحه لائمه المسلمین)) است. از گوشه و كنار شنیده یا دیده مى شود كه احیانا در گفتارها و نوشتارها براى بیان ضرورت انتقاد از بزرگان خصوصا رهبرى نظام اسلامى به عبارت فوق تمسك مى شود. و این گونه برداشت مى شود كه ((موعظه, راهنمایى و حفظ ائمه مسلمین از خطا برهمه مردم واجب است)); و این دستاویزى براى دوست و دشمن شده تا دانسته یاندانسته اعتماد و اطمینان مردم را از خط رهبرى سلب كنند.

وارونه

در این نوشتار, در پى آن نیستیم كه درستى یانادرستى, ضرورت یا عدم ضرورت, وجوب یا حرمت انتقاد كردن, ارشاد, راهنمایى, پرسش و حتى اعتراض به امام مسلمین را مورد بحث و كاوش قرار دهیم بلكه مى خواهیم روشن كنیم كه معناى آن نصیحتى كه براى ائمه مسلمین در روایات آمده است هیچ یك از این امور نیست. گرچه مدعى آن نیستیم كه حق مطلب را ادا كرده ایم و تمام معنا را فهمیده ایم.

یكى از عباراتى كه درك آن به دقت بیشترى احتیاج دارد عبارت ((النصیحه لائمه المسلمین)) است. از گوشه و كنار شنیده یا دیده مى شود كه احیانا در گفتارها و نوشتارها براى بیان ضرورت انتقاد از بزرگان خصوصا رهبرى نظام اسلامى به عبارت فوق تمسك مى شود. و این گونه برداشت مى شود كه ((موعظه, راهنمایى و حفظ ائمه مسلمین از خطا برهمه مردم واجب است)); و این دستاویزى براى دوست و دشمن شده تا دانسته یاندانسته اعتماد و اطمینان مردم را از خط رهبرى سلب كنند. در این نوشتار, در پى آن نیستیم كه درستى یانادرستى, ضرورت یا عدم ضرورت, وجوب یا حرمت انتقاد كردن, ارشاد, راهنمایى, پرسش و حتى اعتراض به امام مسلمین را مورد بحث و كاوش قرار دهیم بلكه مى خواهیم روشن كنیم كه معناى آن نصیحتى كه براى ائمه مسلمین در روایات آمده است هیچ یك از این امور نیست. گرچه مدعى آن نیستیم كه حق مطلب را ادا كرده ایم و تمام معنا را فهمیده ایم. بدین جهت پس از آوردن چند نمونه از روایاتى كه حاوى مفهوم ((نصیحت ائمه)) است, ضمن اثبات عامیانه و اشتباه بودن این گونه برداشتها, معناى صحیح عبارت و برداشت خود از مقصود حضرات معصومان(علیهم السلام) را بیان خواهیم كرد. در كتاب شریف كافى از امام صادق(ع) چنین روایت شده است: ((... ان رسول الله9 خطب الناس فى مسجد الخیف فقال: نضر الله عبدا سمع مقالتى فوعاها و حفظهاو بلغها من لم یسمعها, فرب حامل فقه غیر فقیه و رب حامل فقه الى من هو افقه منه. ثلاث لا یغل علیهن قلب امرء مسلم: اخلاص العمل لله والنصیحه لائمه المسلمین واللزوم لجماعتهم فان دعوتهم محیطه من ورائهم, المسلمون اخوه تتكافإ دماوهم ویسعى بذمتهم ادناهم. ))(1) رسول گرامى اسلام در مسجد خیف (در جریان حجه الوداع) براى مردم سخنرانى كرد و ضمن آن فرمود: خداوند شادگرداند بنده اى را كه گفتار مرا بشنود و به ذهن بسپارد و حفظ كند و به هركه نشنیده برساند. چه بسا حمل كننده فقه كه خود فقیه نیست و چه بسا رساننده فقه به كسى كه فقیه تر از او است. سه چیز است كه دل هیچ مسلمانى برآنها خیانت نمى كند: كار را براى خدا خالص كردن و نصیحت(2) براى رهبران مسلمانان و همراهى با جماعت ایشان.

چرا كه فراخوانى آنها هركه را پشت ایشان است شامل مى شود. مسلمانان (مومنان) برادرانى هستند كه خونهایشان باهم برابرى مى كند و پیمان پست ترینشان مقبولیت عمومى مى یابد. عباراتى مثل ((النصیحه لائمه المسلمین)) یا ((للائمه)) یا ((للامام)) در روایات متعددى در كتابهایى چون امالى شیخ طوسى, امالى شیخ مفید, خصال شیخ صدوق, بحارالانوار, كافى و غیره آمده است. آنچه در این مقال باید مورد توجه قرارگیرد این است كه اولا مقصود از ائمه و امام كیست؟ ثانیا منظور از نصیحت در این گونه روایات چیست؟ درباره ائمه در همین قسمت از كتاب كافى روایت بعد توضیح مى دهد: مردى قریشى از اهل مكه نقل مى كند كه سفیان ثورى (از متصوفه اهل سنت) به او گفت: ما را نزد جعفربن محمد(امام صادق(ع)) ببر. مى گوید: با او نزد حضرت رفتیم. دیدیم ایشان سوار مركب خود شده (و عازم جایى است) آنگاه سفیان با اصرار, حدیث خطبه رسول الله(ص) در مسجد خیف را از زبان حضرت مى شنود و یادداشت مى كند. مرد قریشى مى گوید: در بازگشت به من گفت: نظرى در این حدیث بیندازیم. گفتم: به خدا قسم اباعبدالله(ع) چیزى به گردنت گذاشت كه هرگز از عهده ات بر نمىآید. گفت: آن چیست؟ گفتم: همان سه چیز كه دل هیچ مسلمانى به آن خیانت نكند.

((اخلاص عمل براى خدا)) كه معلوم است ((نصیحت براى ائمه مسلمین)), این ائمه كه نصیحتشان برما واجب است چه كسانى هستند؟ معاویه بن ابى سفیان, یزید بن معاویه, مروان بن حكم و هركه نه شهادتش مقبول است و نه پشت سرشان نماز مى توان خواند؟ و این كه فرمود: ((همراه بودن با جماعتشان)) كدام جماعت منظور است؟ مرجئه كه مى گوید: بى نماز و جنایتكار مى تواند ایمان جبرئیل را داشته باشد!؟ قدریه كه مى گوید: خدا اختیار ندارد ولى شیطان اختیار دارد!؟ حروریه كه امیرالمومنین را كافر مى داند!؟ جهمیه كه معتقد است: ایمان فقط شناخت خدا است!(3) سفیان گفت:... آنها (امام صادق و شیعیان) چه مى گویند؟ گفتم: مى گویند: ((ان على بن ابى طالب(ع) و الله الامام الذى یجب علینا نصیحته و لزوم جماعتهم اهل بیته)); به خدا قسم, على بن ابى طالب آن امامى است كه نصیحتش برما واجب است و جماعتشان ـ كه همراهى با ایشان برما واجب است.ـ اهل بیت او است. پس سفیان ثورى نوشته را گرفت و پاره كرد و گفت: این خبر را به كسى نگو! گرچه این روایت مقصود از ائمه را صریحا بیان كرده ولى ممكن است گفته شود این توضیح برداشت راوى است نه امام صادق(ع). اما خوشبختانه روایات توضیح دهنده در این باره فراوان است.

صرف نظر از روایاتى كه بیانگر مصادیق ائمه واجب النصیحه است. قدر مسلم و متیقن این است كه حتى اگر اختصاص نصیحت ائمه به اهل بیت پیامبر(ص) انكار شود, لااقل شمولش را نمى توان منكر شد. به بیان دیگر نمى توان گفت كه منظور حضرت از نصیحت ائمه مسلمین فقط غیر معصومان و بلكه خلفإ جائر بوده است; گرچه اصولا چنین برداشتى از روایت ـ باتوجه به عبارت ((واللزوم لجماعتهم)) یعنى همراهى و ملازمت مومن از دل و جان با جماعت آن ائمه ـ تجویز حمایت و همراهى با طواغیت است كه با اصل رسالت آن حضرت منافات دارد. اما منظور از نصیحت, با توجه به این كه وجوب نصیحت, شامل ائمه معصومین(علیهم السلام)نیز مى شود ـ اگر نگوییم فقط ایشان مراد هستند.ـ آیا ممكن است كه منظور از نصحیت, پند و اندرز و انتقاد و یا ارائه شیوه مملكت دارى به ایشان باشد, در حالى كه ایشان مصداق بارز یا منحصر ((راسخون درعلم)) هستند و خود حضرت(ص) فرمود: ((انى و اهل بیتى مطهرون فلاتسبقوهم فتضلوا و لاتتخلفوا عنهم فتزلوا و لا تخالفوهم فتجهلوا و لا تعلموهم فانهم اعلم منكم...))(4) من واهل بیتم پاكانیم. پس از آنها پیش نیفتید كه گمراه مى شوید و از ایشان بازنمانید كه به لغزش در افتید و مخالفتشان نكنید كه گرفتار جهالت شوید و چیزى به ایشان نیاموزید كه ایشان داناتر از شماهستند. و در حالى كه آنان كسانى هستند كه تمام علم كتاب و علم تمام انبیإ و رسل گذشته نزد یك یك ایشان است و ایشان سرچشمه علمند؟! پس لازمه این برداشت از ((نصیحت ائمه)) نفى علم ایشان برتمام امور و نفى تقدم نظر و تشخیص آنان برتشخیص دیگران و نیز مستلزم نفى عصمت ایشان است. چون انتقاد و موعظه و راهنمایى, در مورد احتمال خطا وخلاف و نا آگاهى به كار مى رود و حال آن كه اهل بیت(علیهم السلام) قرین و همتاى قرآن هستند كه ((لایإتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه)) باطل (5) نه از پیش رویش بدان راه دارد و نه از پس آن. نكته جالب توجه این است كه یكى از موارد بیان حدیث ثقلین در همین خطبه مسجد خیف است كه پس از عبارت مذكور در بعضى از روایات آمده است.(6) و این خود موید آن است كه نه تنها منظور از ائمه, اهل بیت(علیهم السلام) است بلكه معناى نصحیت نیز آن چیزى نیست كه بسیارى برآن تإكید دارند. به راستى اگر نصیحت ائمه به معناى رایج آن برآحاد مردم واجب باشد نتایج عملى آن چه خواهد بود؟ خوب است دقایقى در این باره فكر كنیم... به نظر مى رسد كه اولا هر مكلفى لااقل یك بار باید چنین واجبى را عمل كند تا تكلیف خود را انجام داده باشد. حال اگر حدود سى, چهل میلیون نفر بخواهند رهبر را نصیحت كنند یا در زمان حكومت امام زمان(ع) چند میلیارد نفر بخواهند آن حضرت را نصیت كنند (معاذالله) چه وضعى پیش خواهد آمد و چگونه ممكن است؟! از این گذشته, آیا رهبر یا امام زمان(ع) به این نصایح باید ترتیب اثر بدهند یا خیر فقط بشنوند؟ اگر بنا باشد به یك یك آنها ترتیب اثر بدهند ـ برفرض امكان ـ در واقع نظر امام و رهبر تابع نظر افراد مردم خواهد بود و جاى امام و مإموم عوض خواهد شد! به هرحال صور گوناگونى را مى توان فرض كرد كه هیچ كدام ممكن و منطقى نیست. از سوى دیگر, با این برداشت از نصیحت آیا مى توان پذیرفت كسى كه همیشه تابع محض امام خود بوده و هیچ گاه در موضع نصیحت كردن او قرار نگرفته مومنى است كه قلبش براین واجب خیانت كرده است؟ معاذالله! چند مورد سراغ داریم كه على(ع) پیامبر(ص) را نصیحت كرده باشد یا امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) حضرت على را و...!؟ و آیا همه كسانى كه به شیوه هاى مختلف مانند انتقاد, اعتراض, پرسش, پند و اندرز و غیره حضرت على(ع) را به اصطلاح نصیحت كردند, به وظیفه ایمانى خود عمل كردند و حق آن حضرت را ادا نمودند؟! در این صورت, بایدگفت دشمنان ائمه و منافقان بیشتر به این وظیفه عمل كرده و مى كنند و بهتر از دوستان حق ائمه را ادا كرده اند!! اصولا آنچه تاكنون فتنه ها به پاكرده و یا موجب فریب بنى آدم گردیده غالبا امورى از این قبیل تحت عنوان نصیحت یا اعتراض و غیره در مقابل خدا و ائمه بوده كه پرداختن به آن در این مقاله نمى گنجد. البته بازهم متذكر مى شویم كه منكر اصل مطلب یعنى امكان مشاوره و مناظره و استفسار از امام و منكر آزادى بیان حق و حتى انتقاد سازنده از طرف دوستان و غیر دوستان نیستیم, كما این كه پیامبراكرم(ص) در موارد بسیارى اصحاب خود را به مشورت و ارائه نظر دعوت مى فرمود و بعضا نظرات برخى از ایشان را برمى گزید. حضرت على(ع) نیز چنین مى كرد و خود ضمن خطبه اى در صفین در پاسخ مردى ناشناس فرمود: ((فلاتكلمونى بما تكلم به الجبابره... فلاتكفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل...))(7) آن گونه كه باجباران سخن گویند با من سخن نگویید... پس از گفتارى بحق یا اظهار نظرى در عدل خوددارى نكنید. و امام صادق(ع) فرمود: ((احب اخوانى الى من اهدى الى عیوبى))(8) محبوب ترین برادرانم كسى است كه عیبهاى مرا به من هدیه كند. گرچه ممكن است مانند این امور را نیز ادعإ دعوت به نصیحت نامید اما نمى توان هیچ یك از آنها را و این روش ائمه(علیهم السلام) در آزادگذاشتن دیگران را از باب وجوب نصیحت ایشان دانست; زیرا نه خود عمل بیانگر انگیزه و هدف آن است و نه از هیچ جاى این سیره چنین چیزى به دست مىآید و نه خود حضرت و نه معترضین (یا نصیحت كنندگان) به این وجوب و به این روایت استناد كرده اند. مگر آنجا كه كسى مثل مإمون جاى امام مسلمین را گرفته باشد و ناصح كسى مثل امام رضا(ع) باشد كه روایت آن خواهد آمد. برداشت ما این است كه این سیره و عملكرد ائمه(علیهم السلام) در هریك از آن موارد وجه خاص خود را دارد. مثل تشجیع و واداشتن مردم به امر به معروف و نهى از منكر, كشاندن مردم به صحنه هاى سیاسى, اجتماعى و فرهنگى و سوق دادن مردم از بى توجهى, ناآگاهى و غفلت به توجه و آگاهى و هشیارى و... كه همه اینها لازمه هدایت و ایمان پایدار جامعه و افراد است و هیچ یك از باب نیاز ائمه(علیهم السلام) به نصیحت نیست. معاذالله كه ائمه(علیهم السلام) نیازى به نصیحت ـ با این معنى ـ رعیت داشته باشند. بله, اگر منظور از ائمه مسلمین را امثال معاویه, عثمان, عمر و ابوبكر بدانیم نصیحتشان به معناى موعظه و ارشاد و ارائه شیوه مملكت دارى است اما به هیچ وجه نمى توان چنین عمومیتى در معناى ائمه مسلمین قائل شد. چرا كه خدا و پیامبر هركسى را امام مسلمین نمى دانند و امامت مسلمین تنها به جعل و نصب الهى و ابلاغ نبوى ثابت مى شود. زیرا خدا بهتر مى داند كه رسالتش را كجا قرار دهد. (الله اعلم حیث یجعل رسالته)(9) ; زیرا خدا بهتر مى داند كه رسالتش را كجا قرار دهد.

و دلیلى برنصب هیچ یك از ایشان وجود ندارد. وانگهى آن قدر روایات نصیحت اهل بیت نبى ـ صلوات الله علیهم ـ فراوان است و آن قدر روشن است كه شكى در تطبیق آن با ائمه طاهرین(علیهم السلام) باقى نمى ماند. از جمله در وسائل الشیعه و چند كتاب روایى دیگر آمده است كه پیامبراكرم(ص) فرمود: ((من اسبغ وضوءه و احسن صلاته و ادى زكاه ماله وكف غضبه و سجن لسانه واستغفر لذنبه و ادى النصیحه لاهل بیت نبیه فقد استكمل حقائق الایمان و ابواب الجنه مفتحه له))(10) هركه وضوى خود را كامل و نمازش را نیكو كند, زكات مالش را بپردازد, خشم خود را نگاه دارد, زبانش را زندان كند, براى گناهش آمرزش طلبد و نصیحت اهل بیت پیامبرش را ادا نماید, حقایق ایمان راتكمیل كرده ودرهاى بهشت براى او گشوده است. و نیز فرمود: ((الدین نصیحه قیل لمن یا رسول الله قال: لله و لرسوله و لائمه الدین و لجماعه المسلمین))(11) دین نصیحت است براى خدا و رسولش و براى رهبران دین و جماعت مسلمانان. دین در لغت به معناى اطاعت است. لذا خداوند فرمود: ((ان الدین عندالله الاسلام)); دین در(12) نزد خدا اسلام است. و اسلام یعنى تسلیم بودن. جماعت مسلمانان همان جماعت اهل حق است اگرچه كم باشند.(13) و اگر چه ده نفر باشند. هسته مركزى جماعت مسلمین نیز كسى جز اهل بیت(علیهم السلام) نیست. با توجه به این معانى, منظور از نصیحت براى خدا و رسول و ائمه دین تا حدودى روشن مى شود. در روایت دیگرى مى فرماید: ((من یضمن لى خمسا اضمن له الجنه قیل و ماهى یا رسول الله قال: النصیحه لله عزوجل و النصیحه لرسوله و النصیحه لكتاب الله و النصیحه لدین الله و النصیحه لجماعه المسلمین))(14) هركه پنج چیز را براى من ضمانت كند من بهشت را براى او ضمانت مى كنم. عرض شد: آنها چیست؟ فرمود: نصیحت خدا, نصیحت فرستاده اش, نصیحت كتاب خدا, نصیحت دین خدا و نصیحت جماعت مسلمانان. امیرالمومنین(ع) در خطبه اى در صفین مى فرماید: ((من واجب حقوق الله عزوجل على العباد النصیحه له بمبلغ جهدهم...))(15) از حقوق واجب خدا بربندگان نصیحت او است به اندازه توانشان. امام صادق(ع) مى فرماید: ((المومن له قوه فى دین... و طاعه لله فى نصیحه.... ))(16) مومن نیرویى در دین... و طاعتى براى خدا در نصیحت دارد. به بیان دیگر نیروى مومن در دین است و اطاعتش از خدا در نصیحت. همچنین در پاسخ مفضل مى نویسد: ((اما بعد فانى اوصیك و نفسى بتقوى الله فان من التقوى الطاعه و الورع و التواضع لله و الطمإنینه و الاجتهاد و الاخذبامره و النصیحه لرسله و المسارعه فى مرضاته...)) تو را و خو(17) دم را به تقواى خدا سفارش مى كنم كه از جمله تقوا, اطاعت, ورع, فروتنى براى خدا, آرامش, تلاش, تمسك به امر او, نصیحت پیامبرانش و شتاب در موجبات خشنودى او است. در برخى از زیارتها نیز مى خوانیم: ((اشهد انك... نصحت الله و لرسوله مجتهدا...))(18) گواهى مى دهیم كه تو... براى خدا و رسولش با تلاش و كوشش ناصح بودى. و در زیارت قبر ابى الفضل العباس(ع) مى خوانیم: اشهد لك بالتسلیم و التصدیق و الوفإ و النصیحه لخلف النبى(ص)المرسل...))(19) شهادت مى دهم كه تو در مقام تسلیم و تصدیق و وفإ و نصیحت براى جانشین پیامبر(ص) مرسل بودى. متإسفانه فرصتى براى شرح این روایات نیست, گرچه به قدر كافى روشن است كه درهیچ یك از این قبیل موارد ـ كه بسیارهم وارد شده ـ نمى توان نصیحت را به معناى موعظه, ارشاد, راهنمایى یا انتقاد و معانى دیگر كه رایج است معنا كرد. چنان كه در دعا براى امام زمان(ع) چنین معنایى ممكن نیست كه مى خوانیم: ((... وامنن علینا بمتابعته واجعلنا فى حزبه القوامین بامره, الصابرین معه, الطالبین رضاك بمناصحته.))(20) ... برما به پیروى از او منت گذار و ما را در حزب او ـ كه برپاكنندگان امر او, ااستقامت كنند با او و جویندگان رضاى تو به وسیله مناصحه با اویند.ـ قرار ده. ممكن است به ذهن خطور كند كه در تمام موارد نصیحت براى خدا و رسول, منظور نصیحت مردم است.

یعنى مردم را به دین خدا و اطاعت رسول ارشاد كردن... اما بر فرض قبول, همین معنا را باید در مورد نصیحت براى ائمه مسلمین نیز پذیرفت كه یعنى مردم را به اطاعت و پیروى از ائمه و رهبران مسلمانان ارشاد كردن, ولى بسیار واضح است كه این معنا خیلى تكلف دارد. چرا كه با این معنا باید در تمام موارد, نصیحت شونده (مردم) را در تقدیر گرفت. چون حتى در یك مورد هم نصیحت شونده و ذى نفع در نصیحت باهم ذكر نشده است. آن هم اگر منصوح و منصوح له در ادبیات عرب دو چیز مختلف باشد كه البته چنین نیست. یعنى مفعول نصیحت گاهى بدون لام و گاهى با لام به كار مى رود و در هر صورت معنا یكى است. علاوه براین كه در موارد بسیارى نه محذوف مى توان در تقدیر گرفت و نه معناى ارشاد و نصیحت كردن درست است. مثل باب توبه كه گفته مى شود توبه نصوح و در دعایى مى خوانیم: ((اللهم انى اسئلك توفیق اهل الهدى و اعمال اهل التقوى و مناصحه اهل التوبه. )) یعنى خدایا... مناصحه اى كه اهل توبه با تو دارند مى خواهم. لذا در ادامه مى گوییم ((... وحتى اناصحك فى التوبه خوفا لك و حتى اخلص لك فى النصیحه حبا لك...))(21) تا از ترس تو در توبه باتو خلوص ورزم و به عشق تو در نصیحت خالص گردم. و پیامبر(ص) فرموده: ((علامه التائب فاربعه: النصیحه لله فى عمله...))(22) كه معناى آن بسیار نزدیك است به ((الاخلاص لله فى عمله)) یا ((اخلاص العمل لله)) كه در حدیث مسجد خیف آمد. تا اینجا دو مطلب به خوبى مشخص شد: یكى این كه در روایات ((النصیحه لائمه المسلمین)) منظور از ائمه, فقط عادل از جانب خداوند متعال ـ خصوصا اهل بیت(علیهم السلام) ـ است. و دوم این كه منظور از نصیحت در این موارد, موعظه, ارشاد و امثال آن نیست. حال ببینیم برداشت خودمان از نصیحت ائمه چیست؟ خلاصه مطالب گفته شد در این سالهاى اخیر براى وجوب نصیحت ائمه به روایاتى با این مضمون استناد مى شود. ولى ابتدا باید پاسخ دو سوال روشن گردد: 1 ـ مقصود از ائمه واجب النصیحه كیست؟ 2 ـ منظور از نصیحت ائمه چیست؟ در پاسخ به سوال اول به مطالب زیر اشاره شد: 1 ـ روایت كافى در باب نصیحت ائمه مقصود از ایشان را توضیح داده است. 2 ـ قدر مسلم این است كه ائمه مسلمین شامل ائمه معصوم(علیهم السلام) نیز مى شود. 3 ـ ائمه جائر یعنى آنان كه غاصبانه برمسلمین حكومت كنند از نظر خدا و رسول ائمه مسلمین نیستند. 4 ـ اگر منظور, ائمه ناحق باشد دستور همراهى آنها با رسالت پیامبر(ص) منافات دارد. 5 ـ روایات بسیارى نیز نقل شد كه موید آنند كه مقصود از ائمه مسلمین, اهل بیت(علیهم السلام) است. و اما پاسخ سوال دوم; با توجه به این نظر به دلایل زیر معناى نصیحت ائمه را نمى توان ارشاد, راهنمایى و ارائه شیوه مملكت دارى دانست:

1 ـ لازمه آن معنا نفى علم, عصمت و تقدم ایشان در تمام امور است.
2 ـ تحقق آن معنا آن هم از هرمومن مكلف نه عقلایى است و نه عرفا ممكن است.
3 ـ هیچ یك از اصحاب متعهد و راستین پیامبر و ائمه: به آن معنا از نصیحت عمل نكرده است.
4 ـ استقبال پیامبر و ائمه(علیهم السلام) از نظر دیگران دلیل بر وجوب نصیحت ایشان نیست و علل دیگرى دارد.
5 ـ نصیحت در روایات مشابهى به كار رفته است كه نمى تواند به معناى ارشاد و راهنمایى باشد.

پى نوشت ها:
1 ـ اصول كافى با ترجمه, ج 2, ص 258.
2 ـ تا روشن شدن مفهوم نصیحت از ترجمه آن صرف نظر مى كنیم.
3 ـ همه این گروهها براثر اختلاف در مسإله جانشینى پیامبر(ص) به وجود آمدند. ـ مرجئه عنوان گروههایى است كه در توده نا آگاه مردم از ناكثین (پیمان شكنان) به وجود آمدند و معتقد بودند كه امامت به رإى مردم محقق مى شود و حتى گناه كبیره به امامت او لطمه نمى زند و فقط ایمان براى مسلمان كافى است. ـ قدریه به كسانى گفته مى شود كه افعال خداوند و انسانها را محكوم تقدیر مى دانستند تا بدین وسیله اعمال غاصبین خلافت را توجیه كنند. ـ حروریه بقایاى خوارج نهروان یا مارقین بودند كه در روستاى حرورا در خارج كوفه با امیرالمومنین(ع) جنگیدند و آن حضرت را كافر مى دانستند و معتقد بودند كه امامت مختص كسى نیست و با بیعت حد اقل دو نفر محقق مى شود. ـ جهمیه گروهى از مرجئه در خراسان و از یاران جهم بن صفوان در زمان امام صادق(ع) بودند و مى گفتند: ایمان چیزى غیر از شناخت خدا نیست و عمل مهم نیست.(ر.ك: فرق الشیعه, نوبختى. )
4 ـ بحارالانوار, ج 23, ص 130, روایت 62.
5 - فصلت, آیه 42.
6 ـ بحارالانوار, ج 37, ص 113, روایت 6.
7 ـ روضه كافى, ص 201, روایت 550.
8 ـ اصول كافى با ترجمه, ج 4, ص 452, روایت 5.
9 ـ انعام, آیه 124.
10 ـ وسایل الشیعه, ج 1, ص 342 و ;487 من لایحضرالفقیه, ج 4, ص ;359 بحارالانوار, ج 77, ص 46, روایت 3.
11 ـ وسایل الشیعه, ج 11, ص 595 و ج 16, ص 382, روایت 21823.
12 ـ آل عمران, آیه 19.
13 ـ بحارالانوار, ج 27, ص 67. 14
ـ خصال صدوق, ص 294.
15 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام, خ 207 و كافى ج 8, ص 352 روایت 550.

با سلام خدمت تمام دوستان گرامی>>
تمامی وبلاگ ها و سایت هایی که در رابطه با بسیج فعالیت دارند و مایل به تبادل لینک هستند می توانند ما را با نام "بسیج فا " لینک کنند و به وسیله پیام خصوصی یا از طریق فرم تماس با ما در بالای وبلاگ سمت چپ ما را در جریان قرار داده تا لینک سایت یا وبلاگشون در این وبلاگ قرار بگیره
لطفا از روش دیگه ای برای تبادل لینک استفاده نکنید و خواهشا سوال دیگه ای در این رابطه نپرسید !!!
تمامی لینک ها بعد از بررسی و درستی اطلاعات در مدت کمتر از 48 ساعت در وبلاگ قرار می گیرند.
با تشکر

نویسندگان

نظرسنجی

    آیا بسیجی هستید؟


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :